تبليغاتX
<>

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 20:36  توسط   | 

 

وچه محتاجم من

به هوایی دیگر

به فراموش شدن

به صدایی مرموز

به نوایی در سوز

به یک دو بیت از خیام

که رهایم کند از ماتم ایام ...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 7:47  توسط   | 

 

ببین تــــراکم هــوای دوریت چه میکــند

که ابر چشمهای من مدام چکه می کند

غـــزل غزل رسوب می کند غــم نبودنت

و درد دور یــت مـــرا بدل به بـــرکه میکند

همین سکوت سرد زل زده به سپیده را

طنین گامهای تو  هــــــــزار  تکه  میکند

چشـــم بـه راه دیـدن نگاهـت ایستاده ام

درک که بـــوی گند با جنازه ام چه میکند

دلم گواه می دهد کسی ز راه می رسد

و کار و بار عشق را دوباره ســــکه میکند

هی انتظار ،انتظـار،انتظـــــــــار خـوب من

ببینم این خدا  خــــــدای آخرم چه میکند ؟

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 19:36  توسط   |