باهمه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگیم هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه طوفانی ام
ماهی برگشته زدریـا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام ؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن ، حرف بزن ـــ سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
ها ...به کجا می کشیم ـــ خوب من ؟!
ها ...نکشانی به پشیمانی ام !
محمد علی بهمنی
آهسته بیا
تند بیا
پیوسته بیا ،
که در آمدنت
شکل عاشقت شده ام
شده ام .